على ربانى گلپايگانى
218
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
نظر در مورد آن تصميم مىگيرند ، و فردى را كه بتواند مصالح جامعهى اسلامى را تأمين كند ، و احكام اسلامى را اجرا نمايد ، به امامت برمىگزينند . چنانكه ابن خلدون گفته است : « و قصارى أمر الامامة انّها قضية مصلحية إجماعية و لا تلحق بالعقائد » ؛ « 1 » نهايت امر در موضوع امامت اين است كه آن مقتضاى مصلحت جامعه و وابسته به اجماع ( مسلمانان يا اجماع اهل حل و عقد - نخبگان ) است ، و به مسايل اعتقادى ملحق نمىگردد . اما شيعه امامت را تداوم بخش راه نبوت و رسالت دانسته و آن را مسألهاى الهى تلقّى مىكند . امام - همچون پيامبر - از جانب خداوند تعيين مىگردد ، و امامت - غير از دريافت و ابلاغ وحى كه به پيامبر اختصاص دارد ، و با خاتميت پايان يافته است - با نبوّت تفاوتى ندارد . اينك با استناد به قرآن كريم و احاديث معصومان و دلايل عقلى به تبيين ابعاد امامت مىپردازيم . 1 . امامت و الگوى اخلاقى و رفتارى امام ، از نظر كمالات نفسانى و فضايل اخلاقى در عالىترين مقام و مرتبه قرار دارد . و چونان مشعل فروزانى بر قلّهاى بلند است ، كه همگان آن را نظاره مىكنند و مىتوانند با نشانه گرفتن او مسير انسانيت را بشناسند . و او را در تربيت نفس و كسب فضايل اخلاقى و تزكيه روان و رفتار خود از رذايل اخلاقى بهعنوان اسوه و الگوى مناسب برگزينند . در اوصافى كه امام رضا عليه السّلام براى امام بيان كرده است
--> ( 1 ) . مقدمة ابن خلدون ، ص 465 .